تبلیغات
ღ رویای سبــــز ღ - دختر کوچولوی بدون کفش!
ღ رویای سبــــز ღ
...رویایی که در جای جای دلم آشیانه دارد
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 اسفند 1388 توسط رویای سبز

چشمام رو آروم می بندم .حالا تو حیاط یه خونه ی دوطبقه هستم حیاطی با درختای زیاد و شکوفه هایی که رو زمین ریخته شدن,یه حیاط باد دو پنجره بزرگ , یه گوشه اش یه حوض کوچیک هست , کنارش میشینم و به ماهی های قرمزش خیره میشم و به گربه ی روی دیوار که مظلومانه  به ماهی ها خیره شده...

بلند میشم و به سمت یکی از پنجره ها میرم , سرم رو جلوتر می برم تا بتونم داخل خونه رو ببینم , حالا آشپزخونه ای رو که زن جوانی در آن سخت مشغول به کاره رو می بینم , ظرفا رو میشوره و نیم نگاهی هم به غذای روی اجاقش میندازه!

صدای خنده های بلند منو به سمت پنجره دوم میکشونه , نزدیکتر میشم صحنه ای که می بینم سه تا دختر کوچیکه که مشغول تماشای فیلم هستن, دوتا دختری که بزرگتر از سومی هستند جلوتر نشستن و دختر کوچولوی سومی عقب تر از بقیه نشسته , با موهای  وزوزیش  و چشمایی که از شیطنت برق میزنه بیشتر توجه ام رو جلب میکنه ! دخترک حواسش به فیلمی که هیچی ازش نمیفهمه نیست داره با انگشتای دستش بازی میکنه, ترک نسبتا بزرگی که یکی از انگشتای پاش برداشته نگاهم رو جلب میکنه!

صحنه ی تو فیلم باعث میشه دخترا با صدای بلند بخندن ولی دختر کوچولوی چهار ساله معنی خنده های اونا رو نمیفهمه , مشتاقانه میپرسه :

چـــی گفت؟.........چی گفت؟

یکی از دخترا به سمتش برمیگرده : هیـــــــــــس حــرف نـــــــــــــــــزن!

دخترک حالا میخواد تموم حواسش رو جمع کنه تا دلیل خنده های اونا رو بفهمه!

دوتا دختر دوباره میخندن. کوچولوی سومی بازم نمیخنده به سمت اون دوتا برمیگرده دوباره تکرار میکنه:

چی گفت...؟

جواب میاد: وقتی بزرگ شدی میفهمی!

دخترک ناراحت میشه , میاد پشت پنجره میشینه , دستش رو چونه ش میذاره و به بیرون خیره میشه , حالا میتونم برق چشماش رو به راحتی ببینم , دختر کوچولویی که داره فک میکنه که کی بزرگ میشه تا بتونه معنی خنده های خواهراش رو بفهمه !کی میتونه به تنهایی یه فیلم تماشا کنه!؟

صدای زنگ در باعث میشه همه چیز رو فراموش کنه , برای باز کردن در از جاش بلند میشه  بدون اینکه کفش بپوشه به سمت در میره حالا می تونم دلیل ترک خوردگی انگشت پاش رو بفهمم !

درو که باز میکنه پشت در یه مرد جوونه همین که داخل میشه دختر کوچولوش رو بغل میکنه ولی وقتی میبینه دخترکش بازم بدون کفشه آهسته دم گوشش میگه: اگه بدون کفش بیای تو حیاط کاشی های حیاط انگشتای پات رو گاز میگیرن!

قیافه متعجب دخترک نشون میده که از این حرف پدرش ترسیده یه نگاهی به انگشت پاش میکنه و نیم نگاهی هم به کاشی های زیر پاش

خنده دزدکی مرد جوون رو می بینم . به نظر میاد دخترکش از این به بعد بدون کفش در هیچ جایی قدم نخواهد گذاشت!

هر دو وارد خونه میشن, زیر سایه  یکی از درختا میشینم تنها صدایی که میشه شنید صدای خنده های بلندی ست که از خونه به گوش میرسه!

صدای زنگ در باعث میشه این خنده ها برای مدتی قطع بشه !

مثل همیشه تنها کسی که برای باز کردن در از خونه خارج میشه همون دختر کوچولوی بدون کفشه ولی این بار سرعتش زیادتر از قبله , با قدم های خیلی بلندی که برمیداره میخواد کاشی های توحیاط نتونن انگشتای کوچیکش رو گاز بگیرن!

 حالا تنها صدا , صدای خنده های خودمه!چشمام رو باز میکنم ,  توی یه آپارتمانم , خبری از اون حیاط باصفا نیست , بیست و یک سالمه , می تونم به تنهایی  یه فیلم ببینم ولی بازم همون کوچولوی لجباز شیطونم !

 

 

* 1 : شما چی؟ چه تصوری از دوران بچگی تون دارین!؟ دوست داشتین برگردین و کدوم قسمت از زندگیتون رو دوباره ببینین؟ یا  اصلا دوست ندارین به اون دوران برگردین؟

* 2 :آبجی های جیگر بنده شرمنده که خیلی منفی نشون داده شدین ولی چیکار کنم دیگه اون موقع همینجوری بودین !  

* 3 : آبجی بهناز وقت ضایع کردن منه!  کارت رو دو دقیقه ول کن بیا اینجا... تو دو دقیقه منو ضایع کن بعد تو دو دقیقه هم برو .....

توضیح اینکه  تیکه کلام بهناز دو دقیقه ست , بابا هم اینو کشف کرده , حالا دسته جمعی گیر دادیم به این بیچاره

 اشکال نداره خجالت نکش هرکس یه تیکه کلامی داره مال تو هم اونجوری....ولی نمیشه یه بار بگی سه دقیقه یا یه دقیقه؟

* 4 : امروز خونه تکونی داشتیم منم یه کمد تکونی اساسی کردم,  هر سال بعد هر خونه تکونی دیگه واقعا بهار رو احساس میکنم .

 از حالا شمارش معکوس برای شروع بهار و همینطور چهارشنبه سوری شروع شده , شش روز مونده به  چهارشنبه سوری های مخصوص مون , مهمات هم که آماده ست

* 5 :بعد تقریبا یه ماه پست دادم . زین پس تاخیر نمیکنیم شرمنده ....




طبقه بندی: عمومی، 
نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

در سرسبزترین رویاهایم خشت خشت زیباییها را برچیدم تا خانه ای بنا کنم و نامش را رویای سبــــز بگذارم

به رویای سبزم خوش اومدی , میخوام همه عکسای به یادماندنیم رو اینجا جمع کنم همین :)
آهنگ وبلاگ : Rafet _Seni Seviyorum
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار و قالب وبلاگبیست تولز

ساخت کد موزیک آنلاین

قالب وبلاگ